ترجمه "rymd" به فارسی
فضا, مکان, مسافت بهترین ترجمه های "rymd" به فارسی هستند.
rymd
noun
verb
common
دستور زبان
utrymme [..]
-
فضا
nounSom barn var jag fascinerad av allt som hade med luften och rymden att göra.
زمانی که بچه بودم، خیلی نسبت به آسمون و فضا شور و شوق داشتم.
-
مکان
noun -
مسافت
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " rymd " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "rymd" با ترجمه به فارسی
-
گريختن
-
فضای بیرونی
-
فضای بیرونی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن