ترجمه "sax" به فارسی

قیچی, قيچی, قیچی بهترین ترجمه های "sax" به فارسی هستند.

sax noun common w دستور زبان

verktyg [..]

+ اضافه کردن

سوئدی-فارسی فرهنگ لغت

  • قیچی

    noun

    Tydligen efter att du högg honom med en sax.

    ظاهراً بعد از اینکه تو یه قیچی تو پاش فرو کردی.

  • قيچی

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " sax " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Sax
+ اضافه کردن

سوئدی-فارسی فرهنگ لغت

  • قیچی

    noun

    Tydligen efter att du högg honom med en sax.

    ظاهراً بعد از اینکه تو یه قیچی تو پاش فرو کردی.

تصاویر با "sax"

عباراتی شبیه به "sax" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "sax" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه