ترجمه "seende" به فارسی
بینا, بینش بهترین ترجمه های "seende" به فارسی هستند.
seende
verb
-
بینا
Ingen av oss kan se honom, blinda eller på andra sätt.
گرچه چه کور باشیم چه بینا هیچ کدوم مون نمی تونیم ببینیمش
-
بینش
nounSka hon föda barnet och sen aldrig mer se det?
یعنی اون فقط بچه رو بدنیا میاره و بعدش هرگز دوباره نمی بینش ؟
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " seende " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "seende" با ترجمه به فارسی
-
دیدن
-
ملاحظه
-
مشتاق بودن
-
ملاحظه
-
کلا
-
نگاه کردن
-
اره موسیقی
-
اره
اضافه کردن مثال
اضافه کردن