ترجمه "sena" به فارسی

تاندون, پی, تاندون بهترین ترجمه های "sena" به فارسی هستند.

sena noun adjective common دستور زبان
+ اضافه کردن

سوئدی-فارسی فرهنگ لغت

  • تاندون

    Käken ur led, utslitna senor...

    فکش از جا در اومده بود... تاندون ها پاره شده بود

  • پی

    noun

    Ja. Annars hade du bett mig sticka för länge sen.

    وگرنه خیلی وقت پیش بهم میگفتی که برم پی کارم

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " sena " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Sena
+ اضافه کردن

سوئدی-فارسی فرهنگ لغت

  • تاندون

    Käken ur led, utslitna senor...

    فکش از جا در اومده بود... تاندون ها پاره شده بود

عباراتی شبیه به "sena" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "sena" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه