ترجمه "shah" به فارسی
شاه, šah, شاه بهترین ترجمه های "shah" به فارسی هستند.
shah
noun
common
دستور زبان
-
شاه
nounDen svårt cancersjuke shahen fick asyl i USA.
شاه که بخاطر بيماري سرطان در حال مرگ بود به ايالات متحده پناهنده شد
-
šah
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " shah " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Shah
-
شاه
nounVårt jobb är att stoppa Shah.
مأموريت ما متوقف کردن " شاه " ـه.
عباراتی شبیه به "shah" با ترجمه به فارسی
-
شاه جهان
-
احمدشاه مسعود
-
محمد ظاهرشاه
-
شهعالم
-
نادرشاه افشار
-
احمدشاه ابدالی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن