ترجمه "sida" به فارسی
صفحه, رویه, صَفحِه بهترین ترجمه های "sida" به فارسی هستند.
sida
verb
noun
common
w
دستور زبان
del [..]
-
صفحه
nounDe flesta sidorna blir förstörda så snart de blivit skrivna.
بیشتر صفحهها درست پس از نوشته شدن از بین رفتهاند.
-
رویه
nounDe måste ändra sitt beteende på något sätt.
البته اونا باید کمتر انرژی مصرف کنند. و رویه زندگیشون رو تا حدی تغییر بدن.
-
صَفحِه
-
ترجمه های کمتر
- طرف
- دست
- سمت
- جنبه
- سوی
- ضلع
- صحفه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " sida " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Sida
abbreviation
Sida (myndighet)
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Sida" در فرهنگ لغت سوئدی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Sida در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
SIDA
abbreviation
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"SIDA" در فرهنگ لغت سوئدی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای SIDA در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
تصاویر با "sida"
عباراتی شبیه به "sida" با ترجمه به فارسی
-
تصویر موزاییکی
-
لویی چهارم پادشاه فرانسه
-
از طرف ديگر
-
از یک سو
-
کتاب اول
-
فوتبال پنجنفره
-
قطعه
-
صفحه امروز
اضافه کردن مثال
اضافه کردن