ترجمه "sig" به فارسی
خود, نفس بهترین ترجمه های "sig" به فارسی هستند.
sig
pronoun
دستور زبان
-
خود
pronounEn man som inte spenderar tid med sin familj kan inte vara en riktig man.
مردی که وقتی را با خانواده اش نگذراند، مرد واقعی نیست.
-
نفس
nounHan bara föll ihop med käppen kvar i sig och försökte andas genom blodet.
با گلوي سوراخش افتاد زمين. تلاش ميکرد با اون همه خون نفس بکشه.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " sig " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "sig" با ترجمه به فارسی
-
انگاشتن · در نظر داشتن · روبروشدن · فرض کردن · مواجه شدن با · پنداشتن
-
حرکت کردن
-
مواظبت بودن
-
خوابیدن
-
ازدواج · ازدواج کردن · زناشويي · پیوند
-
نشستن
-
حاضر · حضور
-
مسخره بازی درآوردن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن