ترجمه "sim" به فارسی
سیمکارت, سیمکارت بهترین ترجمه های "sim" به فارسی هستند.
sim
noun
neuter
دستور زبان
-
سیمکارت
nounLance gav oss ett sim-kort.
لنس یک سیمکارت ریکاوری شده از صحنه جرم بهمون داد
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " sim " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
SIM
-
سیمکارت
Hur många människor i världen har fått SIM-kortet?
چندتا از مردم جهان از اون سیمکارت ها گرفتن ؟
عباراتی شبیه به "sim" با ترجمه به فارسی
-
من سام هستم
-
قلل هفتگانه دنیا
-
شنا · شنا کردن · شناریدن · شناوری کردن · شناویدن
-
عمو سام
اضافه کردن مثال
اضافه کردن