ترجمه "sin" به فارسی
او, شان, سین بهترین ترجمه های "sin" به فارسی هستند.
sin
pronoun
noun
common
دستور زبان
barn av manligt kön
-
او
pronounMamma, jag måste tillbaka till radion och se om Bellamy har hört av sig.
مامان. بايد به اون راديو برسم تا ببينم بلامي تماس گرفته يا نه.
-
شان
Sverige har sitt eget språk.
سوئد زبان خاص خود را دارد.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " sin " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Sin
-
سین
سین (ایزدبانو)
Han tillbad förmodligen månguden Sin – en gud som hade många tillbedjare i Ur.
او احتمالاً سین، خدای ماه را که عموماً در شهر اور پرستش میشد، میپرستید.
عباراتی شبیه به "sin" با ترجمه به فارسی
-
انگاشتن · در نظر داشتن · روبروشدن · فرض کردن · مواجه شدن با · پنداشتن
-
حرکت کردن
-
مواظبت بودن
-
خوابیدن
-
ازدواج · ازدواج کردن · زناشويي · پیوند
-
نشستن
-
حاضر · حضور
-
مسخره بازی درآوردن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن