ترجمه "sista" به فارسی
آخر, واپسین بهترین ترجمه های "sista" به فارسی هستند.
sista
adjective
دستور زبان
-
آخر
adjectiveVi tar och gör vårt tredje och sista test.
بیایید برای بار سوم و آخر این بازی را تکرار کنیم.
-
واپسین
adjectivesom producerar de sista dinosaurierna som levde på jorden.
که واپسین دایناسورهای زنده در کرهی زمین را در خود جای دادهاست.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " sista " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "sista" با ترجمه به فارسی
-
از نفس افتاده
-
مورمونها
-
سیستان
-
استان سیستان و بلوچستان
-
تا پای جان
-
آخرین وسوسه مسیح
اضافه کردن مثال
اضافه کردن