ترجمه "skadad" به فارسی
زخمی, آسیب, صدمی بهترین ترجمه های "skadad" به فارسی هستند.
skadad
adjective
دستور زبان
-
زخمی
adjectiveUnder sina äventyr skadade sig den yngre av de två pojkarna i en liten olycka.
در طول جریان ماجراجوئی شان، پسر جوانتر در یک حادثۀ کوچک زخمی شد.
-
آسیب
nounEftersom vägarna var så skadade var vi inte säkra på att vi kunde ta oss dit.
با جادّه های آسیب دیده، مطمئن نبودیم که بتوانیم به آن شهرها برسیم.
-
صدمی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " skadad " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "skadad" با ترجمه به فارسی
-
زخم
-
کاربر بدخواه
-
آسیب · آک · اسید · خسارت · زخم · زیان · سوزش داشتن · ضرر · لطمه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن