ترجمه "skjuta" به فارسی
زدن, تیراندازی کردن, شلیک کردن بهترین ترجمه های "skjuta" به فارسی هستند.
skjuta
verb
دستور زبان
-
زدن
verbOm hon vaknar kanske hon inte minns hur man talar, än mindre vem som sköt henne.
حتي اگر برگرده حرف زدن هم يادش نميومونه
-
تیراندازی کردن
Hennes enda barn trampades ihjäl när någon sköt mot en folkmassa.
تنها دخترش زیر پای مردم مرده بعد اینکه یه آدم کش بین جمعیت تیراندازی کرده
-
شلیک کردن
verbOch att han tittade fram i sista sekund och sköt.
و در آخرین ثانیه پرید بیرون، و آن تیر را شلیک کرد.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " skjuta " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "skjuta"
عباراتی شبیه به "skjuta" با ترجمه به فارسی
-
به تعویق انداختن · درنگ · دیرکرد
-
هل دادن
-
تیر خوردم
-
هل · کالسکه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن