ترجمه "slem" به فارسی

مخاط, لجن, بلغم بهترین ترجمه های "slem" به فارسی هستند.

slem Adjective Noun noun دستور زبان
+ اضافه کردن

سوئدی-فارسی فرهنگ لغت

  • مخاط

    Han har hög feber och det rinner slem ur honom.

    دماي بدنش داره ميرسه به سقف مخاط داره از بدنش خارج ميشه

  • لجن

    noun

    Monsterattacker, folk blir till slem, rymdskepp.

    هيولا حمله ميكنه مردم به لجن تبديل ميشن سفينه فضايي

  • بلغم

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • لجنزار
    • چکیده
    • کود
    • لای
    • کثافت
    • بوی نامطبوع
    • لجن وگل
    • پوسته یخ
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " slem " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "slem" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه