ترجمه "slinka" به فارسی

دختر, دخترک, کدبانو بهترین ترجمه های "slinka" به فارسی هستند.

slinka verb noun common دستور زبان

omärkligt förflytta sig

+ اضافه کردن

سوئدی-فارسی فرهنگ لغت

  • دختر

    noun

    Hon var 18 och såg ut som en pojkflicka med slank figur.

    هجده سالش بود ، اون يه دختر بود که شبيه پسر ها بود با قد بلند

  • دخترک

    noun
  • کدبانو

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • عروسک
    • جوجه
    • بانو
    • خانم
    • بچه
    • دختر دهقان
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " slinka " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "slinka" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "slinka" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه