ترجمه "smart" به فارسی
باهوش, زرنگ, هوشمند بهترین ترجمه های "smart" به فارسی هستند.
smart
adjective
دستور زبان
-
باهوش
adjectivePlötsligt verkar inte den snygga killen de valde till president så smart.
کسي که بهش ميز کلاب رو دادن ، نمي تونه اينقدر باهوش باشه.
-
زرنگ
adjectiveVi var i alla fall smarta nog att inte efterlämna något spår av vår okynniga och pojkaktiga nyfikenhet.
حدّ اقل به اندازۀ کافی زرنگ بودیم که ردّ پائی از کنجکاوی بچّگی خود بجا نگذاریم.
-
هوشمند
adjectiveDetta innebar att folk lärde sig att vara smarta fegisar istället för att bråka.
و این یعنی که مردم یاد می آموختند به جای مزاحمت سازی، ترسوهای هوشمند باشند.
-
زیرک
adjectiveFrazier visade sig vara ganska smart.
راستش, کارگاه فریزیر تسبتا زیرک از آب در اومد.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " smart " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "smart" با ترجمه به فارسی
-
میزبان زیرک (smart)
-
تلفن هوشمند · سمارت فون
-
تلفن هوشمند · سمارت فون
اضافه کردن مثال
اضافه کردن