ترجمه "spade" به فارسی
بیل, bil, بیل بهترین ترجمه های "spade" به فارسی هستند.
spade
noun
common
w
دستور زبان
redskap för att gräva
-
بیل
nounMan kan lika gärna lära spaden att läsa.
همین مونده که بیای به این بیل یاد بدی چه جوری بخونه.
-
bil
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " spade " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Spade
-
بیل
nounMan kan lika gärna lära spaden att läsa.
همین مونده که بیای به این بیل یاد بدی چه جوری بخونه.
تصاویر با "spade"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن