ترجمه "spelare" به فارسی
بازیکن, پخش کننده بهترین ترجمه های "spelare" به فارسی هستند.
spelare
noun
common
w
دستور زبان
-
بازیکن
کسی که نقش یک بازی
Vi gör allt vi kan för våra spelare nu.
ما تمام کاری که از دستمون بر بیاد رو برای بازیکن هامون انجام میدیم
-
پخش کننده
När CD-spelaren pajade fick vita ner alla skivor.
وقتی پخش کننده خراب شد مجبور شدیم همه رکوردها رو پایین بیاریم
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " spelare " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "spelare"
عباراتی شبیه به "spelare" با ترجمه به فارسی
-
بازیکن راگبی ۱۵ نفره
-
کار
اضافه کردن مثال
اضافه کردن