ترجمه "spelare" به فارسی

بازیکن, پخش کننده بهترین ترجمه های "spelare" به فارسی هستند.

spelare noun common w دستور زبان
+ اضافه کردن

سوئدی-فارسی فرهنگ لغت

  • بازیکن

    کسی که نقش یک بازی

    Vi gör allt vi kan för våra spelare nu.

    ما تمام کاری که از دستمون بر بیاد رو برای بازیکن هامون انجام میدیم

  • پخش کننده

    När CD-spelaren pajade fick vita ner alla skivor.

    وقتی پخش کننده خراب شد مجبور شدیم همه رکوردها رو پایین بیاریم

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " spelare " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "spelare"

عباراتی شبیه به "spelare" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "spelare" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه