ترجمه "spets" به فارسی

نوک, سر, فراز بهترین ترجمه های "spets" به فارسی هستند.

spets noun common w دستور زبان

hund [..]

+ اضافه کردن

سوئدی-فارسی فرهنگ لغت

  • نوک

    noun

    så mekanismen låses upp och fjädrar tillbaka spetsen.

    پس قفل مکانیزم باز میشه و فنر نوک رو عقب میکشه.

  • سر

    noun

    Därefter kom en procession med präster i spetsen.

    سپس کشیشان کاتولیک که در پس این حمله بودند، با گروهی اوباش سر رسیدند.

  • فراز

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • توک
    • دانتل
    • چکاد
    • گیپور
    • قله
    • پر از سوراخ
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " spets " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "spets"

عباراتی شبیه به "spets" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "spets" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه