ترجمه "spik" به فارسی
میخ, ميخ, ناخن بهترین ترجمه های "spik" به فارسی هستند.
spik
noun
common
w
دستور زبان
metallstav
-
میخ
nounVi har en mycket användbar hammare, ms Peabody, men alla våra patienter är inte spikar.
ما یه چکش مفید داریم خانم پی بادی ولی همه ی بیمارامون که میخ نیستن
-
ميخ
Med denna sup spikar jag fast min själ vid djävulens altare.
با اين جرعه ، در حال حاضر ، من روحِ خودم رو به قربانگاه شيطان ميخ ميکنم.
-
ناخن
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " spik " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Spik
-
میخ
nounVi har en mycket användbar hammare, ms Peabody, men alla våra patienter är inte spikar.
ما یه چکش مفید داریم خانم پی بادی ولی همه ی بیمارامون که میخ نیستن
تصاویر با "spik"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن