ترجمه "spik" به فارسی

میخ, ميخ, ناخن بهترین ترجمه های "spik" به فارسی هستند.

spik noun common w دستور زبان

metallstav

+ اضافه کردن

سوئدی-فارسی فرهنگ لغت

  • میخ

    noun

    Vi har en mycket användbar hammare, ms Peabody, men alla våra patienter är inte spikar.

    ما یه چکش مفید داریم خانم پی بادی ولی همه ی بیمارامون که میخ نیستن

  • ميخ

    Med denna sup spikar jag fast min själ vid djävulens altare.

    با اين جرعه ، در حال حاضر ، من روحِ خودم رو به قربانگاه شيطان ميخ ميکنم.

  • ناخن

    noun
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " spik " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Spik
+ اضافه کردن

سوئدی-فارسی فرهنگ لغت

  • میخ

    noun

    Vi har en mycket användbar hammare, ms Peabody, men alla våra patienter är inte spikar.

    ما یه چکش مفید داریم خانم پی بادی ولی همه ی بیمارامون که میخ نیستن

تصاویر با "spik"

اضافه کردن

ترجمه های "spik" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه