ترجمه "spindel" به فارسی

عنکبوت, تارتنک, خزندهی وب بهترین ترجمه های "spindel" به فارسی هستند.

spindel noun common w دستور زبان
+ اضافه کردن

سوئدی-فارسی فرهنگ لغت

  • عنکبوت

    noun

    Norr eller söder, de sjunger inga sånger för spindlar.

    چه شمال چه جنوب ، براي عنکبوت ها آواز سر نميدن.

  • تارتنک

    noun
  • خزندهی وب

  • [[عنکبوت]]

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " spindel " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "spindel"

عباراتی شبیه به "spindel" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "spindel" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه