ترجمه "spion" به فارسی

جاسوس, اپیشه بهترین ترجمه های "spion" به فارسی هستند.

spion noun common دستور زبان
+ اضافه کردن

سوئدی-فارسی فرهنگ لغت

  • جاسوس

    noun

    Vi vill att du försvarar den sovjetiske spionen som vi tog.

    اون جاسوس شوروی که گرفتن ازت میخوایم وکیل مدافع ـش بشی.

  • اپیشه

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " spion " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "spion"

اضافه کردن

ترجمه های "spion" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه