ترجمه "spjut" به فارسی
نیزه, پرتاب نیزه, نیزه بهترین ترجمه های "spjut" به فارسی هستند.
spjut
noun
neuter
دستور زبان
-
نیزه
nounMen nästa gång får de känna på spetsen av mitt korta spjut.
اما دفعه ی دیگه با نیزه کم حجم شده من طرفن
-
پرتاب نیزه
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " spjut " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Spjut
-
نیزه
nounSpjutet som vidrörde Frälsarens blod.
نیزه ای که به خون ناجی ما آغشته شده است
تصاویر با "spjut"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن