ترجمه "spontan" به فارسی
خودجوش, خودانگیخته بهترین ترجمه های "spontan" به فارسی هستند.
spontan
adjective
دستور زبان
-
خودجوش
Vissa säger att jag måste vara spontan.
يه نفر رو ديدم که به من گفت.لازمه يکم خودجوش باشم
-
خودانگیخته
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " spontan " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "spontan" با ترجمه به فارسی
-
شکافت خود به خود
-
آتشگیری خودبهخودی انسان
-
بی اختیار
اضافه کردن مثال
اضافه کردن