ترجمه "springa" به فارسی
دویدن, سکیختن بهترین ترجمه های "springa" به فارسی هستند.
springa
verb
noun
common
دستور زبان
liten, smal öppning [..]
-
دویدن
verbAtt röra sig snabbt genom att omväxlande göra korta språng från respektive fot.
Dessa ska simulera den riktiga formen hos en sprinters ben när de springer.
اینها دقیقاً حالت یک دونده دوی سرعت در حال دویدن رو شبیه سازی میکنند.
-
سکیختن
verb
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " springa " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "springa"
عباراتی شبیه به "springa" با ترجمه به فارسی
-
کلرادو اسپرینگز
-
لولا میدود
-
جری اسپرینگر
اضافه کردن مثال
اضافه کردن