ترجمه "stack" به فارسی
پشته, پشته بهترین ترجمه های "stack" به فارسی هستند.
stack
noun
verb
common
w
دستور زبان
-
پشته
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " stack " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Stack
-
پشته
تصاویر با "stack"
عباراتی شبیه به "stack" با ترجمه به فارسی
-
بافتن · تریشه · خلاندن · زخم زدن · سوزن · میل بافندگی
-
پول را بردار و در رو
-
بیچاره
-
حکاکی · خنجر زدن
-
میل بافندگی
-
کارت حافظه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن