ترجمه "stanna" به فارسی
ایستادن, بازداشتن, نگه داشتن بهترین ترجمه های "stanna" به فارسی هستند.
stanna
verb
دستور زبان
-
ایستادن
verbJag kunde inte gå 15 meter utan att stanna.
نمی تونستم بیشتر از 15 متر بدونِ ایستادن طی کنم
-
بازداشتن
verb -
نگه داشتن
verbTror du att du kan svälta parken för att stanna i kontroll?
فکر کردی با گرسنه نگه داشتن پارک میتونی کنترل داشته باشی ؟
-
ترجمه های کمتر
- ماندن
- توقف
- پایداشتن
- استوار بودن
- درنگ کردن
- پارک کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " stanna " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "stanna" با ترجمه به فارسی
-
بازماندن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن