ترجمه "stat" به فارسی
دولت, فرمانروایی, ولایت بهترین ترجمه های "stat" به فارسی هستند.
stat
noun
common
دستور زبان
politisk enhet [..]
-
دولت
nounDu lägger beslag på folks bilar och skeppar dem till staterna?
ماشینای ملت رو میگیری بعدم با کشتی برمیگردونیشون به دولت.
-
فرمانروایی
noun -
ولایت
noun -
دولت فدرال
حکومتی که زیر مجموعهٔ یک دولت است
Pengarna försäkras av staten.
پول کثیف دولت فدرال...
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " stat " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "stat" با ترجمه به فارسی
-
جزایر کوچک حاشیهای ایالات متحده
-
استاتن آیلند
-
ایالات فدرال میکرونزی
-
استاتر
-
جنبش عدم تعهد
-
دولة اسرائيل
-
ایالات متحدهٔ آمریکا
-
کشور مستقل
اضافه کردن مثال
اضافه کردن