ترجمه "stilla" به فارسی
آرام, خاموش, بي صدا بهترین ترجمه های "stilla" به فارسی هستند.
stilla
verb
adjective
دستور زبان
-
آرام
adjectiveVi får aldrig låta världens larm överrösta och dränka den milda och stilla rösten.
ما هرگز نباید بگذاریم سر و صدای دنیا بر آن ندای نرم آرام پبروز شده و پایمالش کند.
-
خاموش
adjectiveOch en automatisk vattenspruta som stillar lågor om oljan fattar eld.
در صورت آتيش گرفتن روغن براي خاموش کردنش به صورت خودکار آب مي پاشه.
-
بي صدا
-
کم صدا
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " stilla " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "stilla" با ترجمه به فارسی
-
اقیانوس آرام
-
هفته مقدس
-
اقیانوس آرام
اضافه کردن مثال
اضافه کردن