ترجمه "strid" به فارسی
نبرد, پیکار, مبارزه بهترین ترجمه های "strid" به فارسی هستند.
strid
adjective
noun
verb
common
دستور زبان
sammandrabbning
-
نبرد
nounBröder och systrar, vi ligger i strid med världen.
برادران و خواهران، ما مشغول نبرد با دنیا هستیم.
-
پیکار
nounStridande klaner försöker nu ta makten över Martial World.
قبیله های جنگ طلب. در حال حاضر برای به دست آوردن قدرت ارتش دنیا با هم پیکار میکنن
-
مبارزه
Han strider för att andra ska ha möjlighet att göra en insats.
اون مبارزه ميکنه بنابراين ديگران ميتونن اين مجال رو داشته باشن که دگرگوني ايجاد کنند.
-
حرب
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " strid " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "strid" با ترجمه به فارسی
-
جانباز
-
جنگ شهری
-
کشته در نبرد
-
جنگ · جنگیدن · ستیزه کردن · مبارزه کردن · پیکار
-
مغلوب
-
مفقودالاثر
اضافه کردن مثال
اضافه کردن