ترجمه "stroke" به فارسی

سکته, سکته مغزی, سکته ناقص بهترین ترجمه های "stroke" به فارسی هستند.

stroke
+ اضافه کردن

سوئدی-فارسی فرهنگ لغت

  • سکته

    noun

    Leonard, jag fick en uppenbarelse, inte en stroke.

    " لئونارد " من ظهوري دوباره داشتم ، سکته که نکردم.

  • سکته مغزی

    June tror att halsbränna är en stroke.

    عمه " جون " دیوونست بابا ، دل درد میگیره بعد فکر میکنه داره سکته مغزی میکنه.

  • سکته ناقص

    noun
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " stroke " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "stroke" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه