ترجمه "student" به فارسی
دانشجو, شاگرد, دانش اموز بهترین ترجمه های "student" به فارسی هستند.
student
noun
common
دستور زبان
universitetsbehörig [..]
-
دانشجو
nounNär studenten attackerades bar hon en röd tröja.
وقتي به اون دانشجو حمله شد ، يه سوييشرتِ قرمز پوشيده بود.
-
شاگرد
nounAmy är en prisbelönt student.
ايمي يک شاگرد نمونه ست
-
دانش اموز
nounJag köper en laptop till alla studenter.
من براي هر دانش اموز يه لپ تاپ ميخرم
-
ترجمه های کمتر
- دانشآموز
- محصل
- دانش آموز
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " student " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن