ترجمه "styra" به فارسی
رایانیدن, اداره کردن بهترین ترجمه های "styra" به فارسی هستند.
styra
verb
دستور زبان
bestämma vad som ska ske [..]
-
رایانیدن
-
اداره کردن
verbDu kunde inte styra ett kungadöme, och verkligen inte den här staden.
تو بدرد اداره کردن فرمانروايي نمي خوردي و مطمئناً بدرد اداره کردن اين شهر هم نمي خوري.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " styra " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "styra"
عباراتی شبیه به "styra" با ترجمه به فارسی
-
اقتدار
-
هدایت
اضافه کردن مثال
اضافه کردن