ترجمه "syster" به فارسی
خواهر, خواهَر بهترین ترجمه های "syster" به فارسی هستند.
syster
noun
common
w
دستور زبان
syskon [..]
-
خواهر
nounDe dödade min mamma och systrar i kriget.
آنها مادر و خواهر من را در جنگ کشتند.
-
خواهَر
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " syster " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "syster"
عباراتی شبیه به "syster" با ترجمه به فارسی
-
ناتنی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن