ترجمه "tacksam" به فارسی
سپاسگزار, قدرشناس بهترین ترجمه های "tacksam" به فارسی هستند.
tacksam
adjective
دستور زبان
känner uppskattning
-
سپاسگزار
adjectiveMed ny insikt kunde Paulus acceptera och vara tacksam för den prövning han fick.
با این درک تازه، پولس قادر شد که خار داده شده را پذیرفته و سپاسگزار باشد.
-
قدرشناس
Tror du att du kan få honom att vara lite mer tacksam?
فکر مي کنين بتونين کاري کنين که يه کم قدرشناس تر بشه ؟
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " tacksam " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن