ترجمه "tagg" به فارسی
برچسب, سرتیز, تیغ بهترین ترجمه های "tagg" به فارسی هستند.
tagg
noun
common
دستور زبان
botanik
-
برچسب
nounUppdaterar de markerade filerna till en given tagg, gren eller ett givet datum
پروندههای برگزیده را برای یک برچسب ، شاخه یا تاریخ دادهشده بهروزرسانی میکند
-
سرتیز
noun -
تیغ
noun
-
ترجمه های کمتر
- برچسب گذاری
- خراش کوچک
- موجب ناراحتی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " tagg " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن