ترجمه "tala" به فارسی
حرف زدن, صحبت کردن, سخن گفتن بهترین ترجمه های "tala" به فارسی هستند.
tala
verb
دستور زبان
producera ljud av ord [..]
-
حرف زدن
verbJag har försökt allt för att få Jerry att tala.
من همه چيز رو تجربه کرده ام. ميدونم که جري رو با حرف زدن بايد گرفت.
-
صحبت کردن
verbJag talade med utrikesministern för några minuter sen.
چند دقيقه پيش با وزير امور خارجه صحبت کردم.
-
سخن گفتن
verbDet finns många sätt att beskriva och tala om gudomlig kärlek.
راه های بسیاری برای شرح و سخن گفتن از عشق الهی وجود دارند.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " tala " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "tala"
عباراتی شبیه به "tala" با ترجمه به فارسی
-
اعداد موافق
-
متن به گفتار
-
عدد کامل
-
اکتساب زبان
-
چنین گفت زرتشت
-
مقیاسهای گروهبندی اعداد
-
اعداد منفی
-
اعداد طبیعی · عدد طبیعی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن