ترجمه "titta" به فارسی

دیدَن, بین, دیدن بهترین ترجمه های "titta" به فارسی هستند.

titta verb دستور زبان

placera blicken

+ اضافه کردن

سوئدی-فارسی فرهنگ لغت

  • دیدَن

  • بین

    adposition verb noun

    Ja, låt oss titta på något som förekomsten per tusen människor av autism.

    بیایید به بروز تصادفی این پدیده در بین ۱۰۰۰ نمونه نظر بیفکنیم.

  • دیدن

    verb

    Så du var här och tittade mot oss?

    وقتی اینجا بودی رویات دیدن اونور بوده.

  • ترجمه های کمتر

    • نگریستن
    • نگاه کردن
    • ببین
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " titta " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Titta

Titta, han snackar!

+ اضافه کردن

"Titta" در فرهنگ لغت سوئدی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Titta در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

اضافه کردن

ترجمه های "titta" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه