ترجمه "undervisning" به فارسی
آموزش, تعلیم, تربیت بهترین ترجمه های "undervisning" به فارسی هستند.
undervisning
noun
common
دستور زبان
-
آموزش
nounJag tror att ni just fått en glimt av framtidens undervisning.
فکر می کنم الان یک نظر اجمالی به آینده آموزش انداختیم.
-
تعلیم
nounDen allra viktigaste undervisningen måste ske genom rättfärdiga exempel.
بزرگترین تعلیم باید از طریق سرمشق بودن انجام شود.
-
تربیت
noun(Efesierna 6:4) I Bibeln kan ordet ”tuktan” betyda ”fostran, övning, undervisning”.
ایشان را آن طور که خداوند میپسندد، با محبت تربیت کنید، و از کلام خدا ایشان را پند و نصیحت دهید.» (اَفَسُسیان ۶:۴، تفس.)
-
ترجمه های کمتر
- معرفت
- اموزش
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " undervisning " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن