ترجمه "ungdom" به فارسی
جوان, جوانی بهترین ترجمه های "ungdom" به فارسی هستند.
ungdom
noun
common
دستور زبان
-
جوان
adjectiveNi ungdomar, om den lärdomen känns alltför allmän, har jag ett exempel här.
جوانان، اگر آن آموزش خیلی عمومی بنظرمیرسد، این یک نمونۀ بخصوصی است.
-
جوانی
nounNär ungdomar sätter upp andliga mål blir de ofta hånade och förlöjligade av världen.
مردم وقتی جوانی را میبینند که هدفی روحانی برای خود قرار داده است او را مسخره میکنند.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " ungdom " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "ungdom" با ترجمه به فارسی
-
وحشی
-
فدراسیون جهانی جوانان دموکرات
اضافه کردن مثال
اضافه کردن