ترجمه "whisky" به فارسی
ویسکی, ويسكي بهترین ترجمه های "whisky" به فارسی هستند.
whisky
noun
common
w
دستور زبان
typ av spritdryck gjord på spannmål
-
ویسکی
nounSpara whiskyn tills vi har anledning att fira.
ویسکی رو برای وقتی نگه دارین که قراره جشن بگیریم
-
ويسكي
Kan jag få en flaska whisky och is till rum 404?
واسه اتاق 404 يه شيشه ويسكي و يه خورده يخ مي فرستيد ؟
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " whisky " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "whisky"
عباراتی شبیه به "whisky" با ترجمه به فارسی
-
ویسکی مخلوط
اضافه کردن مثال
اضافه کردن