ترجمه "Gavana" به فارسی

فرماندار, فرماندار بهترین ترجمه های "Gavana" به فارسی هستند.

Gavana
+ اضافه کردن

سواحلی-فارسی فرهنگ لغت

  • فرماندار

    noun

    Gavana mwaminifu Nehemia alikuwa na haki ya kudai malipo na kodi fulani kutoka kwa watu waliokuwa Yerusalemu.

    نَحَمِیا، فرماندار شهر اورشلیم که مردی خداترس بود، این حق را داشت که از اهالی آن شهر مالیات دریافت کند.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Gavana " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

gavana noun دستور زبان
+ اضافه کردن

سواحلی-فارسی فرهنگ لغت

  • فرماندار

    noun

    Kwa hakika, “Tatenai, gavana wa eneo lililo Ng’ambo ya Mto” hakufanya jambo linalojulikana sana kihistoria.

    البته «تَتِنایی فرماندار ماوراءالنهر» نقش مهمی در تاریخ نداشته است.

اضافه کردن

ترجمه های "Gavana" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه