ترجمه "Mbegu" به فارسی

بذر, تخم, دانه بهترین ترجمه های "Mbegu" به فارسی هستند.

Mbegu
+ اضافه کردن

سواحلی-فارسی فرهنگ لغت

  • بذر

    noun

    Mbegu hiyo iliyopuuzwa ingeweza kunyakuliwa kwa urahisi kabla ya hiyo kuweza kutia mizizi.

    این بذر که نسبت به آن بیتوجهی شد براحتی میتوانست قبل از آنکه ریشه بگیرد، ربوده شود.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Mbegu " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

mbegu noun دستور زبان
+ اضافه کردن

سواحلی-فارسی فرهنگ لغت

  • تخم

    noun

    Ni nini kilichozuia “mbegu” zilizopandwa katika zile aina tatu za kwanza za udongo zisitokeze matunda?

    چه چیزی مانع شد که «تخم» کاشتهشده در سه نوع زمین اول، میوه به بار آورد؟

  • دانه

    noun

    Hayo maji husababisha mabadiliko mengi ya kemikali ndani ya hiyo mbegu.

    آب تغییرات شیمیایی متعددی را در دانه بوجود میآورد.

  • تُخم

  • ترجمه های کمتر

    • بذر
    • بزر
اضافه کردن

ترجمه های "Mbegu" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه