ترجمه "Mchanga" به فارسی

ماسه, ریگ, خاک بهترین ترجمه های "Mchanga" به فارسی هستند.

Mchanga
+ اضافه کردن

سواحلی-فارسی فرهنگ لغت

  • ماسه

    noun

    Baada ya kuogelea kwa muda mfupi, nilimwita mke wangu nikiuliza kama nilikuwa karibu na fungu la mchanga.

    بعد از کمی شنا، به همسرم داد زدم،که آیا به جزیرۀ ماسه ای نزدیکم.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Mchanga " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

mchanga noun adjective دستور زبان
+ اضافه کردن

سواحلی-فارسی فرهنگ لغت

  • ریگ

    noun

    Tokeo ni kwamba, kutoka kwa taifa lenye wakazi wengi “kama mchanga wa pwani,” ni mabaki wachache tu watakaorudi.

    در نتیجهٔ آن، از یک ملت پرجمعیت که «مثل ریگ دریا» میباشند فقط عدهٔ کمی باز خواهند گشت.

  • خاک

    noun

    Mmea mchanga unapochipuka kutoka udongoni, unasongwa na ‘miiba inayokua pamoja nao.’

    وقتی گیاه از خاک سر برون میآورد در رقابت با خارهایی که ‹با آن نموّ میکند› قرار میگیرد.

  • شن

    noun

    Saruji inatengenezwa kutokana na mchanganyiko fulani unaotia ndani mchanga, sementi, na maji.

    ملاط مخلوطی است از شن، سیمان و آب.

  • ترجمه های کمتر

    • ماسه
    • måse
    • زمین

عباراتی شبیه به "Mchanga" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "Mchanga" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه