ترجمه "Moyo" به فارسی

قلب, دل, قلب بهترین ترجمه های "Moyo" به فارسی هستند.

Moyo
+ اضافه کردن

سواحلی-فارسی فرهنگ لغت

  • قلب

    noun

    یکی از اعضای حیاتی بدن

    Moyo na hamu za mtu hubadilika, na dhambi iliyovutia wakati fulani inazidi kuchukiza sana.

    قلب و خواسته های شخص تغییر می یابند، و گناهی که زمانی جذّاب بود بطور فزاینده نفرت انگیز می شود.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Moyo " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

moyo noun دستور زبان
+ اضافه کردن

سواحلی-فارسی فرهنگ لغت

  • دل

    noun

    Hata hivyo, alikubali kwa moyo wote mgawo wa kutumika katika nchi ya kigeni.

    با این همه، از صمیم دل پذیرفت که در سرزمینی دیگر به خدمت مشغول شود.

  • قلب

    noun

    Ahadi za Mungu za mambo yajayo huwatia moyo sana wote wanaompenda.

    تمام کسانی که خدا را دوست دارند، بهخصوص از تفکر بر وعدههای او قوّت قلب مییابند.

تصاویر با "Moyo"

عباراتی شبیه به "Moyo" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "Moyo" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه