ترجمه "Polisi" به فارسی

پلیس, پلیس, مامور پليس بهترین ترجمه های "Polisi" به فارسی هستند.

Polisi
+ اضافه کردن

سواحلی-فارسی فرهنگ لغت

  • پلیس

    Polisi wakanipiga picha hii isiyoonekana vizuri Nikiwa nimeshika vipeperushi kama ushahidi.

    پلیس این عکس ناواضح را از من گرفت در حال نگهداشتن جزوه ها بعنوان مدرک.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Polisi " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

polisi noun دستور زبان
+ اضافه کردن

سواحلی-فارسی فرهنگ لغت

  • پلیس

    noun

    Katika kituo cha polisi cha Lilongwe nilitendewa kwa fadhili.

    در پاسگاه پلیس لیلونگوئه، با من رفتار خوبی داشتند.

  • مامور پليس

  • پليس

عباراتی شبیه به "Polisi" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "Polisi" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه