ترجمه "Shamba" به فارسی

کشتزار, روستا, مزرعه بهترین ترجمه های "Shamba" به فارسی هستند.

Shamba
+ اضافه کردن

سواحلی-فارسی فرهنگ لغت

  • کشتزار

    Hali ya Ruthu pia ingeweza kumfanya aogope kwa sababu alikuwa akikusanya masalio ya shayiri kwenye shamba la mtu ambaye hakumjua.

    روت که در کشتزار یک مرد بیگانه خوشهچینی میکرد، نگران و نامطمئن بود.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Shamba " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

shamba noun دستور زبان
+ اضافه کردن

سواحلی-فارسی فرهنگ لغت

  • روستا

    noun
  • مزرعه

    noun

    Miaka mingi iliyopita baba yangu alijenga kibanda kidogo katika shamba la mifugo sehemu aliyolelewa.

    چندین سال پیش پدرم کابین کوچکی در مزرعه ای که در آن بزرگ شده بود ساخت.

  • کشتزار

    noun

    Hali ya Ruthu pia ingeweza kumfanya aogope kwa sababu alikuwa akikusanya masalio ya shayiri kwenye shamba la mtu ambaye hakumjua.

    روت که در کشتزار یک مرد بیگانه خوشهچینی میکرد، نگران و نامطمئن بود.

  • ترجمه های کمتر

    • باغ
    • باغبانی کردن
    • باغچه
    • حومه شهر
    • پالیز

تصاویر با "Shamba"

اضافه کردن

ترجمه های "Shamba" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه