ترجمه "Ubongo" به فارسی

مغز, مغز بهترین ترجمه های "Ubongo" به فارسی هستند.

Ubongo
+ اضافه کردن

سواحلی-فارسی فرهنگ لغت

  • مغز

    noun

    از اندام های بدن

    Ubongo ni kama dhahabu kwa sababu una thamani sana, na mtu hufa ubongo unapokoma kufanya kazi.

    صفت طلا از ارزش حیاتی مغز حکایت دارد و کوچکترین شکستگی در آن در حکم مرگ شخص است.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Ubongo " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

ubongo noun دستور زبان
+ اضافه کردن

سواحلی-فارسی فرهنگ لغت

  • مغز

    noun

    Wakati huo ubongo huchochea mwili utokeze kiasi kikubwa cha kitu fulani kinachoitwa adrenalini.

    در چنین مواقعی بدن به فرمانِ مغز هورمون آدرِنالین را افزایش میدهد.

عباراتی شبیه به "Ubongo" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "Ubongo" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه