ترجمه "bandari" به فارسی
بندر, بندرگاه بهترین ترجمه های "bandari" به فارسی هستند.
bandari
noun
دستور زبان
-
بندر
nounKwa hiyo, mabaharia watapokea habari za kupinduliwa kwa bandari yao waipendayo watuapo huko Saiprasi.
از اینرو، ملوانان هنگامی که در قبرس توقف میکنند از سرنگونی بندر سرزمین محبوبشان آگاه خواهند شد.
-
بندرگاه
nounNyuma yao kuna mji wa kisasa wa Jaffa wenye milima ya mawe, mji uliokuwa bandari ya kale ya Yopa
در تصویر، تپههای شهر یافا دیده میشود؛ شهری که در باستان بندرگاه بود
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " bandari " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "bandari"
عباراتی شبیه به "bandari" با ترجمه به فارسی
-
بندر
-
بندرگاه سیدنی
-
بندر
-
پل بندرگاه سیدنی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن