ترجمه "barafu" به فارسی
یخ, yakh, برف بهترین ترجمه های "barafu" به فارسی هستند.
barafu
noun
دستور زبان
-
یخ
nounKwa mfano, fikiria kuhusu barafu kwenye eneo la magharibi ya Antaktika.
برای مثال، لایهٔ یخ ناحیهٔ غربی قطب جنوب را در نظر بگیریم.
-
yakh
-
برف
nounUnafikia mkataa gani kuhusu namna nyingi za chembe za barafu na mimweko yenye kuogofya ya umeme?
از تنوع فوقالعادهٔ دانههای برف و از قدرتِ شگفتانگیز رعد و برق به چه واقعیتی پی میبریم؟
-
هسر
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " barafu " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Barafu
-
یخ
nounKwa mfano, fikiria kuhusu barafu kwenye eneo la magharibi ya Antaktika.
برای مثال، لایهٔ یخ ناحیهٔ غربی قطب جنوب را در نظر بگیریم.
تصاویر با "barafu"
عباراتی شبیه به "barafu" با ترجمه به فارسی
-
کوه یخی
-
خرس قطبی
-
یخچال
-
عصر یخبندان
-
کوه یخی
-
خرس قطبی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن