ترجمه "baridi" به فارسی

سرد, سرما, sard بهترین ترجمه های "baridi" به فارسی هستند.

baridi adjective noun دستور زبان
+ اضافه کردن

سواحلی-فارسی فرهنگ لغت

  • سرد

    adjective

    Lakini kulikuwa na usiku mrefu mbele, na kungezidi tu kuwa baridi.

    امّا شبی طولانی در پیش بود، وقرار بود سرد تر هم بشود.

  • سرما

    adjective

    Na sasa, uelewe kwamba Wainuiti hawakuogopa baridi; walijinufaisha nayo.

    حال، باید بدانید که اینوئیتها از سرما نمی ترسند؛ آنها از آن بهره گرفتند.

  • sard

  • باد

    noun
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " baridi " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "baridi" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "baridi" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه